السيد الخميني

488

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

هست ، اينها را برگردانند به ملت . اين يك راهش ، تا برسيم به كشته‌ها ؛ حالا راه مالىاش . اين همه اموال مردم را اتلاف كرده است و اين همه نفت را داده به غير و در مقابلش يك چيزى كه به درد ملت نمىخورد بلكه ضرر براى ملت دارد ، بيايد - بيايند خوب - اول اينها را جبران كند . اعلام كند كه من مىخواهم جبران كنم . ايشان اعلان كرده است ! مىگويند كه اعلام كرده است به اينكه اين خاندان من هم ، اين كسانى كه مربوط به من است ، اينها هم بايد رسيدگى بشود ببينيم كه آيا اينها خلافى كرده‌اند ، نكرده‌اند ؟ اگر خلافى كرده‌اند ، خوب اينها هم بايد محاكمه بشوند ! ايشان باز شاك « 1 » است كه « خاندان ايشان » - خلافى كردن يا نكردن است ! معلوم شد اين هم از آن مسائلى است كه مخفى است بر ايشان و اطلاع ندارند ! حالا مىخواهند ببينند كه آيا اين خاندان به كسى خلافى كرده‌اند ، يك جرمى كرده‌اند ! اگر ملتفت شده‌اند ، خوب حالا خود ايشان كه مىگويد توبه كردم و مقابل ملت مىايستد و مىگويد كه خوب ، من يك « اشتباهاتى » كرده‌ام و حالا تعهد مىكنم كه نكنم و حالا ملتزمم كه ديگر نكنم ، ضمانت مىكنم - اينها را مكرر مىكند ، خوب يك كسى مىايستد ، يك ملت مىايستند مقابل او مىگويند كه تا حالا اين كارهايى را كه كردى ، خوب جبران بكن ؛ آن وقت بگو كه ضمانت مىكنم . مسأله يك مسألهء حقوقى است . چنين نيست كه يك مسأله‌اى بين تو و خدا باشد . خدا بين تو و خودش را ممكن است كه بيامرزد ، ما وكيل عمومى خدا نيستيم اما خدا قبول نمىكند مگر كه مسائل حقوقى حل بشود . حق مردم به عهدهء تو است الآن . تو الآن حق يك ملت در عهده‌ات است . تو مالهايى كه اين مال اين ملت است به باد داده‌اى . تو ده سال جوانهاى ما را در توى محبس با آن وضع با آنها رفتار كردى و امر كردى كه اين طور كنند ، خوب اينها را بايد جبران بكنى تا بعد بگويى استغفر اللَّه . تو جبران نكرده مىگويى كه من توبه كردم ! ما باورمان مىآيد كه تو توبه كار هستى ؟ ! ملت نشناخته‌اند تو را ؟ ! مگر شما آن اولى هم كه آمدى سلطنت كردى ، همهء اين التزامات را -

--> ( 1 ) - شك‌كننده .